السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )
8
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )
( استقراء در منطق ارسطو ) استقراء چنانچه گفته شد عبارت است از هراستدلالى كه ما را از خاص بسوى عام رهبرى كند و بنابراين فرقى ندارد كه اين نتيجهگيرى علمى براساس مشاهده باشد يا براساس تجربه . مقصودم از مشاهده آنست كه شخص استقراءكننده پديدهاى را براى كشف اسباب و ارتباطات آن فقط آن چنان كه در طبيعت جريان دارد ملاحظه كند . و مقصودم از تجربه آنست كه خود استقراءكننده در جريان طبيعى پديده دخالت كرده و آن را در حالات مختلف شخصا بوجود آورد تا بتواند اسباب و ارتباطات آن را كشف كند . فرض ميكنيم : دانشجوئى از استاد فيزيك علل و عوامل پيدايش برق را در هوا بهنگام باران ميشنود و كاملا هم درك مىكند و فراميگيرد يا استاد كرسى فيزيك دانشگاه خود در آزمايشگاه خود جريان الكتريسته را با آزمايشهاى علمى متعدّد تحت مطالعه و بازرسى قرار ميدهد تا آنجا كه موفق مىشود يك كارخانه اختصاصى توليد نيروى برق بسازد آن دانشجو و اين استاد هردو دربارهء علل طبيعى پيدايش برق استقراء كردهاند . ولى اگر همين دو نفر بخواهند براى پيدايش برق در مقام استدلال متكّى باستقراء بشوند دليل استقرائى دانشجو براساس ( مشاهده ) است ولى استدلال استقرائى استاد براساس تجربه . بنابراين هميشه تعدادى از حالات طبيعى يك پديده و يا ساختن حالاتى از آن